بازگشت به زندگي
نسيم آرام صبحگاهي،سيب سرخ رسيده اي را از روي
درخت به زير پايمان مي افكند.
وما بي اعتنا،چشم برسيبهاي نارس روي شاخه ها دوخته ،
به انتظار رسيدنشان نشسته ايم.
صبحي دوباره نسيمي آرام وتكرار قصه افتادن سيب رسيده.
گذر زمان ، شاخه هاي خالي و دانه هاي سفيد برف خبر از
پايان رسيدن هاست.
اينك ماچه ساده ، به اميد سيب هاي نارس فرداها از كنار
سيبهاي رسيده امروزمان ميگذريم،بدون چشيدن طعمي از آن.
به خودمان بياييم؛شايد پايان فصل رسيدن هايمان نزديك باشد.
+ نوشته شده در شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۱ ساعت 20:0 توسط سعید
|