نمی دانم چرا از این همه خوبی می گذری وخوشبختی

راجستجومیکنی ،درحالی که دراوجش هستی.

ازیک لبخند ساده می گذری ولی می خواهی شاد باشی.

چشمانت را به شوق دیدن آسمان بی کران می بندی

ودرچهاردیواری دنیای مجازی،ستاره ها را جستجومیکنی.

به نظرمن خوشبختی یعنی لحظه ای ازته دل خندیدن

وخدا را شکرکردن. خوشبختی یعنی لب هایی که تومیتوانی

با مهربانی ومحبت شادشان کنی و بخندانی.

نمی دانم چرا با این همه خوبی  بیگانه ای!!!

درحالی که خوشبختی یعنی همین لحظه که هستیم و

می توانیم به هم خدمت کنیم. من به تو و تو به ایشان...