دلم گرفته است...با حسرت به روزگارگذشته می اندیشم!

فکرروزهایی هستم  که زندگی ، کاری راحت و بی دردسر بود

ومردم،همه عمری به خوشی می گذراندند...حالازمانه عوض شده!

همه کس دچارگرفتاری و پریشانی است...

همه چیز و همه کس عبوس و افسرده است!

به هرجا می نگرم جز آشفتگی و آزردگی نمی بینم...

اگراین مختصرعشق هم برای ما باقی نمانده بود،

دیگرازدست غم روزگار به کجا پناه  می بردیم؟