مرداب همیشه تنهاست و هیچ کس او را دوست ندارد زمانی  که

چیزی درمرداب می افتد او به خاطر رهایی از تنهایی آن را

سخت در آغوش می کشد و نمی خواهد دوباره تنها شودو

بهای رهایی مرداب از تنهایی، نابودی دیگران است.